در حالی که همواره فرد دارای یک بیماری شدید در شرایط سختی می باشد، ولی سختی آن می تواند همانند شرایط سخت ایجاد شده برای افرادی باشد که او را دوست دارند.

در این مقاله تجربیات یک دختری بیان شده است که به خواهر بیمار خودش کمک می کند.

این مقاله برای شرایط زیر می تواند مفید باشد:

  • برادر یا خواهر شما دارای یک بیماری شدیدی می باشد
  • شما از یک برادر یا خواهری مراقبت کنید که دارای یک بیماری شدیدی می باشد
  • شما با استرس مربوط به حمایت از یک برادر یا خواهر بیمار مواجه هستید.
حمایت خواهرانه - بهترین خواهر دنیا - مشاورکو
حمایت خواهرانه – بهترین خواهر دنیا – مشاورکو

خواهر فوق العاده من

دو سال پیش خواهر بزرگ من، مادر مجرد دو نفر بوده است.

او شرکت خودش را اداره می کرد، مشغول بازی می شد و با گروه هایی خوانندگی می کرد، به صورت پاره وقت در دانشگاه درس می خواند و در کارهای خیریه داوطلب می شد.

حتی با تمامی این کارهایی که انجام می داد، باز هم برای انجام دادن کارهایی همانند: دوختن لباس رسمی من، رنگ کردن موی من، و گوش دادن به گریه من در پشت تلفن و در زمانی که رابطه ام با دوست پسرم به هم خورده بود، وقت داشت.

الان خواهرم دارای سرطان مغز می باشد

بعد از سپری کردن جراحی، شیمی درمانی و پرتو درمانی و حتی استفاده از روش های درمانی جایگزین در زیر نور خورشید، او یک سایه ای از خود قبلی اش شده است.

او نمی تواند صحبت کند؛ او از طریق صدای خر خر کردن ارتباط برقرار می کند. او نمی تواند سوار اتوبوس شود یا از چهار راه عبور کند، و او نمی تواند برای خودش آشپزی کند یا لباس خودش را بپوشد.

او حتی نمی تواند من را هم بشناسد.

در مراحل اول من کل زندگی ام را صرف حمایت از او کردم

من خواهرم را به حمام می بردم، لباس او را می پوشاندم، برای او رانندگی می کردم و به او کمک می کردم تا کارهایش را انجام دهد.

من هر روز صبح مطالبی را برای او می خواندم و از طرف او با دوستانش ارتباط برقرار می کردم.

زندگی من متوقف شده بود و من تا جایی که می توانستم خودم را وقف خواهرم می کردم، به همین دلیل او همچنان می تواند شادمانی و زیبایی قبلی خودش را حفظ کند.

من بر همه مشکلات موجود غلبه کردم و الان دچار پارانویای شده ام.

من متقاعد شده بود در صورتیکه احساس خواب بکنم، آن زمانی خواهد بود که وی مرده باشد و من هیچ وقت از او خداحافظی نمی کردم.

همچنین در صورتی که من ارتباطم را با دوستان خواهرم نگه نمی داشتم، آنها او را فراموش می کردند و خواهر محبوب و اجتماعی من در تنها و غریب می مرد.

حمایت خواهرانه - بخواهر بودن - مشاورکو
حمایت خواهرانه – بخواهر بودن – مشاورکو

پیدا کردن حمایت خارجی

پرستار سرطان توصیه کرد که من به یک گروه حمایتی برای خواهران و برادران ملحق شوم. در مرحله اول من از رفتن امتناع کردم و فکر می کردم که حتی برای چند ساعت در طول یک هفته هم نمی توانم خواهرم را تنها بگذارم.

سایت حمایت های پزشکی

ولی در نهایت متوجه شدم که خواهرم از من می خواهد که به این گروه ها ملحق شوم.

حمایت ارائه شده توسط این گروه تاثیر زیادی بر روی من گذاشت. نشستن در یک اتاق و همراه با یک گروه از افرادی که دقیقا شرایط من را داشتند، یک تجربه فوق العاده ای بود.

آنها پارانویایی من و نیاز من برای زنده نگه داشتن خواهر بزرگترم را درک می کردند.

پذیرفتن شرایط فعلی و یک خواهر خوب بودن

این گروه به تدریج منجر به ایجاد این درک در من شد که خواهرم تغییر یافته است و من باید تمامی شرایط شگفت انگیز فعلی او را بپذیرم.

چرا که او شرایط امروزش را دارد و نباید تلاش کنم که برخوردم نسبت به وی با فرض کردن شرایط گذشته اش صورت بگیرد. همچنین آنها به من یاد دادند که حمایت کردن از زندگی شخصی خودم هم اهمیت زیادی دارد.

الان چند ماه گذشته است و ما شرایط متوازن کاملا مناسبی داریم. من در طول روز کار می کنم، پیش دوستان خودم می روم و یک زمان “خواهری مناسبی” را در کنار خواهرم دارم.

برای هر دوی ما، قرار گرفتن به عنوان دو خواهر در کنار یکدیگر یک پاداش بزرگی است.

حمایت خواهرانه - بهترین خواهر دنیا - مشاور کو
حمایت خواهرانه – بهترین خواهر دنیا – مشاور کو

کشف کردن موارد شگفت انگیز جدید

یکی از شگفت انگیزترین مواردی که درک کردم عبارت از این بوده است که خواهرم یک شوخ طبع بدجنسی می باشد که ما قبل از بیمار شدن وی هیچ وقت متوجه این ویژگی اش نشده بودیم.

او منجر به خندیدن من می شود و من از این لحظات لذت می برم. زمانی که خودم را وقف نگه داشتن زندگی خواهرم می کردم، نمی توانستم این جنبه های شاد و سرگرم کننده خواهرم را مشاهده کنم.

کاملا مشخص است که اگر می توانستم وضعیت او را بهبود دهم، این کار را می کردم. ولی هر دو ما بر این مورد توافق داریم که تجربه صورت گرفته منجر به قوی تر شدن و نزدیک تر شدن ما شده است.

این تجربه باعث شده است که من یک مقداری رشد کنم و به من کمک کرده است که همینجا و همین الان خود واقعی افراد را دوست داشته باشم.

همچنین این تجربه به من یاد داد که کمک گرفتن از سایر افراد در زمان فعلی و در آینده (مجددا)، یک مورد کاملا عادی می باشد و هیچ نوع ایرادی ندارد.

یک قدم بزرگ به سمت جلو

امروز برای اولین بار در شش ماه گذشته، خواهر من خودش توانست که یک لیوان چای بخورد!

این احمقانه به نظر می رسد، ولی این یک قدم بزرگی است. همچنین دیدن لبخند بر روی لب های خواهرم، یکی از بزرگترین و شگفت انگیزترین لحظه های زندگی من بوده است.

مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین

  • روانشناسی کودک از سنین ۲ تا ۱۲ سالگی و مهارت فرزندپروری به منظور موفقیت کودک در آینده
  • تربیت کودک از نظر رفتاری و اجتماعی و آشنایی با تکنیک های پرورش کودک
  • تشخیص و درمان انواع بیماری و مشکلات کودک ، گفتار درمانی، رفتار درمانی، افسردگی ، بیش فعالی و کمبود توجه ، پرخاشگری
  • دوران بلوغ و نوجوانی و آشنایی با علائم فیزیکی و روانی این دوره زمانی و روش رفتاری والدین و خانواده

نویسنده: مشاور کو

تمامی حقوق برای مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از محتوای انجمن پیگرد قانونی دارد و استفاده با ذکر نام منبع و لینک سایت بلامانع است.